فصّ ادب الحمّام و الخدمة فيه
درآمدن به حمّام مرد [ را ] مباح است و صحابه را درو خلاف است .
عبد اللّه عمر و امير المؤمنين على رضى اللّه عنهما گفتهاند : « بئس البيت الحمّام يبدى العورة و يذهب الحياء . »
و ابو الدردا و ابو ايّوب انصارى گفتهاند : « نعم البيت الحمّام يذهب الدرن و يذكّر النّار . »
و صحابهء رسول عليه السّلم در شام به حمّامات اندر آمدهاند .
و شرط حمّام آن است كه براى شهوت عاجل حظّ دنيا و هوا [ ى ] نفس در نيابد كه او عملى است از اعمال بنده ، و هرآينه اين عمل را ازو سؤال و حساب خواهد بودن كه چرا درآمدى ؟ و چگونه در آمدى ؟ و به علم در آمدى يا به جهل ؟ و به حكم وجوب اندر آمدى يا براى زينت ؟ از براى خداى اندر آمدى يا براى هواى نفس خود ؟ .
و بر تو واجب است كه هشت حكم را نگاه دارى و آنگاه به حمّام درآئى ، چهار حكم فرض است و چهار نافله :
از فرائض :
اوّل ستر عورت .
دوم چشم را فرو خوابانيدن تا بر ناديدنى « 1 » نيفتد .
سيم آنك بر عضوى كه عورت باشد از تن كسى ديگر دست بر آنجا نبرد .
چهارم آنك امر معروف به جاى آرد . و به اين طريق و الفاظ امر معروف كند كه مثلا برهنهاى را بيند گويد : بپوشان كه كشف عورت حرام است ، يا گويد : اين فعل ترا
هامش
( 1 ) - اصل : ناديدهنى .