تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و ابتدا به نمك كند و ختم به نمك كند و دست آلوده بر نمك نزند . و اگر كسى او را لقمه‌اى دهد ردّ نكند و نان را به حرص و شره نشكند . و طعام اگر خوشش آيد مدح نگويد و اگر خوشش نيامد مذمّت نگويد ، ترك كند . و كاسه را به سفره در نمالد و پاك نكند ، و دست و دهان را به سفره پاك نكند . دست را در دستارخوان مالد و تا فارغ نشود نيز در نمالد و بىوضو بر سماط ننشيند . و خادم را يا غير او را لقمه ندهد ، مگر كه شيخ جمع باشد و دست او را تبرّك داند آنجا شايد . و به دهان طعام را باد نكند و چيزى كه در دهان دارد نيندازد و انگشتان را در ميان خوردن نليسد ، كه آن انگشت ليسيده را باز در كاسه زند موجب نفرت ديگران گردد ، و چون تمام كند آنگاه انگشت را بليسد ، و كاسه را هم پاك كند و بليسد . و تا تواند در ميان طعام آب نخورد بسبب دو معنى : يكى آنك از روى طبع زيان دارد ، و ديگر از روى ادب . و كوزه را به دهان چرب برد كوزه چرب شود و ديگران را كراهت آيد . و اگر به ضرورت تشنگى غلبه كند دهان را پاك كند و آنگاه كوزه را به دهان برد . و اگر در ميان طعام آب خورد كوزه را به انگشت كوچك بردارد ، چنانك آن سه انگشت كه به آن طعام خورده است به كوزه نرسد و كوزه به دست چپ برندارد . و بعد از طعام اگر تشنه باشد اوّل آب خورد و باز خلال كند تا اگر بواسطهء خلال در دهان سرخى پيدا شود كوزه را بر آن دهان ننهاده باشد كه موجب نفرت طبع ديگران گردد ، و اگر پيش از آب خوردن خلال كند صبر كند تا دست و دهان بشويد و آنگاه آب خورد . و تا مادام كه لقمه‌اى در دهان او باشد دست و سر از كاسه دور دارد . و در طعام خوردن در روى مردم نظر نكند . سر در پيش اندازد و چشم بر كاسه و پيش
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 135 | ايرج افشار / أبو المفاخر يحيى باخرزى