تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
ساخته بودند و همه خفتند . و آن قوم كه مفطر بودند برخاستند « 1 » و خيمها زدند و مراكب را آب دادند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم فرمود : « ذهب المفطرون اليوم بالاجر » ، يعنى امروز ثوابها را روزه‌گشايندگان بردند . پس اين حديث دليل است بر فضل خدمت بر نافله . و خادم را مقام عزيز است و مرتبهء بلند . وقتى كه نيّتش از غرض نفس خود خالص باشد . امّا كسانى كه نيّت را از شوايب نفس خالص نمىتوانند كردن يا نمىدانند و به خادمان تشبّه مىكنند و متصدّى خدمت فقرا مىگردند و به حسن ارادت در كار خدمت مىدرآيند ايشان را آن مرتبهء خادم نباشد . لكن ثواب خدمت آميخته با حظّ نفس باشد و اين كس را متخادم گويند و او كسى باشد كه در او هواى نفس او آميخته باشد و چيزى را كه در غير موضع خود بنهد و گاه‌گاه كسى را كه مستحقّ نباشد به هواى نفس خدمت كند يا آن را كه شايسته است خدمت نكند و چنانك ثواب و رضاى خداى را دوست دارد مدح و ثناى خلق را با آن هم دوست دارد ، يا از خدمت كسى كه به او مكروهى و رنجى رسيده باشد امتناع كند ، و از انحراف مزاج و هواى دل از آن كس كه راضى باشد او را خدمت نيكو كند ، و با آن كس [ كه ] در غضب باشد واجبى خدمت بجاى نيارد . اين چنين كس متخادم است نه خادم . و خادم آن است كه در خدمت تابع هواى نفس نبود و در رضا و غضب يكسان باشد و از دشنام يا مدح در خدمت تفاوت نكند و در صدق نيّت او ريا و هوا و حظّ نفس و نصيبهء تن ممزوج نبود . و شرط آن است كه خادم دايما از احوال جماعت بپرسد ، و در كلّ امور منقاد جمع باشد ، و در جميع اوقات نصيبه نطلبد ، و از ملامت كس نترسد ، و هر چيزى را در موضع خود چنانك حقّ آن است بدارد . و فرق و تمييز ميان خادم و متخادم كسى تواند كردن كه او به صحّت نيّات و تخليص نيّت از مدح هواى نفس عالم گردد .
هامش
( 1 ) - اصل : خاستن .