تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
و اگر به سال بزرگتر نباشد آن كس را كه خلق او بهتر باشد تقديم كنند ، و اگر نبود كسى را كه به راه فقر قديمىتر باشد ، باز كسى را كه ادب او تمام‌تر باشد ، باز كسى را كه در دريافت لقا [ ى ] مشايخ سابق باشد . على بن بندار صوفى از نيسابور بود به ديدن ابو عبد اللّه خفيف آمد ، قدّس اللّه روحهما . ابو عبد اللّه شيخ على را فرمود تو در پيش درآى . شيخ على گفت به چه عذر من بر تو تقدّم نمايم ؟ ابو عبد اللّه فرمود به اين سبب كه تو شيخ جنيد را ديده‌اى و ما نديده‌ايم . و درويشان از هيچ كس انصاف نستانند . عذر بيگانگان « 1 » را قبول كنند و عذر خود نگويند و خود را معذور ندارند و ديگران را نصرت دهند و از كس نصرت نخواهند و معامله با مردم به رحمت و شفقت كنند . و بايد كه ياران و اكفا يكديگر را در كارى كه از طريقت بيرون باشد مسلّم ندارند و تسليم نيايند ، مگر كه آن كس به خرقه و حال اعلى باشد ، آن را تسليم آمدن واجب كند . و بخل و بغض و حسد در مواهب اللّه تعالى كه به يكى بخشد درين قوم نيست . و با جاهل صحبت نى . و گفته‌اند كه چون خواهى كه با كسى صحبت دارى بنگر كه عقل او بيشتر است يا دين او . كه دين او نفس او را سود مىدارد و عقل او هم ترا و هم او را . و با كسى كه بيشتر انديشهء او دنيا و نفس و هوا باشد صحبت مدار . قال اللّه تعالى :
« فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا »
، و قال اللّه تعالى :
« وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا . »
و بايد كه درويش عيب مردم نگويد و هر كس كه عيب كسى گويد تا آن عيب در وى نباشد در ديگرى نبيند . ابو عثمان حيرى را سؤال كردند كه شرط صحبت چيست ؟ گفت آنك مال خود را بر ياران فراخ دارى و در مال ايشان طمع نكنى و انصاف بدهى و طالب آن نشوى كه كسى
هامش
( 1 ) - اصل : بيگانه‌گان .