فصّ آدابهم فى العشرة و التأمير فى الصّحبة
اوّل صحبت معرفت است ، باز مودّت ، باز الفت ، باز عشرت ، باز محبّت ، باز اخوّت .
و گفتهاند كه غذاى نفوس در عشرت است ، و غذاى قلوب در صحبت . و تا بواطن متّفق نباشد صحبت نتواند بودن . خداى تعالى در صفت منافقان مىفرمايد :
« تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى . »
و چون شرائط صحبت صحيح شود او بلندترين اين مراتب است از بهر آنك صحابه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم به علم و فقه و عبادت و زهد و توكّل و رضا از جملهء خلق بزرگتر بودند و اين جمله را از حضرت رسالت يافته بودند و ايشان را به هيچ چيز از اينها نسبت نكردند ، به صحبت نسبت كردند كه از همه مراتب اعلاتر است .
و طريقت صوفيّه در عشرت آن است كه نگويند كه اين از آن من است و آن از آن تو ، و نگويند كه پيش من است و متاع من و كفش من و جامهء من . هر چه خداى به ايشان رساند همه در آن برابرند و هيچ كدام از يار ديگر اولىتر نيستند .
و در سخن ايشان نرود كه اگر چنين بودى آن چنان نبودى ، و مىبايست كه چنين بودى و كاشكى چنان نبودى ، و تو اين چرا كردى و چرا نكردى ، كه اين الفاظ از اخلاق عوامّ است .
ابراهيم بن شيبان قدّس اللّه روحه مىگويد : « كنّا لا نصحب من يقول نعلى . » هر كه خود را و آنچ در دست اوست از آن يار نداند صحبت او صحيح نبود .
يارى آن است كه يار در مال تو همچنان تصرّف كند كه در مال خود ، و با تو گفتن حاجت نداشته باشد و ترا در خاطر نگردد كه چرا با من رمزى نگفت و آن تصرّف او ترا