يكى از مشايخ مىگويد كه وقتى نظرى به شهوت به شخصى كردم . در خواب شنيدم كه مرا گفتند كه خداى تعالى مىگويد كه دنيا دار من است و خلايق بندگان و كنيزكان « 1 » مناند . هر كس كه به يكى بىحقّ نظر كند خيانتى باشد كه با من كرده است . بيدار شدم و با خود سوگند خوردم كه جز به امانت به هيچ كس نظر نكنم .
شيخ ابو يعقوب نهر جورى مىفرمايد كه در طواف كعبه آدمى يك چشم را ديدم و او اين دعا مىكرد : « اعوذ بك منك . » گفتم اين چه دعاست ؟ گفت بدان كه پنجاه سال است كه من مجاور اين خانهام . روزى خوبصورتى را ديدم به نظر خوش آمد . درو نگاه كردم . سيلى از غيب برين چشم من آمد كه چشم من آب شد و بر روى من فرود آمد . گفتم آه ! آواز آمد كه يك نظر به يك سيلى ! اگر تو زيادت كنى ما نيز زيادت كنيم .
و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم على را فرمود : « لا تتبع النظرة النظرة فانّ الاولى لك و الثّانية عليك . »
ادب القلب
مراعات احوال سنيّه و مقامات محموده و نفى خواطر تباه مذمومه و تفكّر فى آلاء اللّه و نعمائه و عجايب خلقه از آداب دل است ، قال اللّه تعالى :
« وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ »
، و قال عليه السّلم : « تفكّر ساعة خير من عبادة سنة . »
و از آداب قلب آن است [ كه ] به خداى تعالى و به جميع مسلمانان گمان نيك برى و دل را از غلّ و غشّ و حسد و كينه و خيانت و خلق بد و عقيدهء بد طاهر كنى كه اينها خيانات قلب است .
و رسول فرموده است : « انّ فى الانسان لمضغة اذا هى صلحت صلح لها سائر الجسد و اذا فسدت فسد لها سائر الجسد ألا و هى القلب . »
و سرىّ سقطى رضى اللّه عنه مىفرمايد كه دل سه است : دلى است همچو كوه كه هيچ چيز او را در حركت نيارد . و دلى است همچو درخت خرما ، بيخ او محكم و ثابت لكن باد
هامش
( 1 ) - اصل : كنيزكان .