مشايخ گفتهاند رغبت صغار به صحبت كبار از توفيق و زيركى است ، و رغبت كبار به صحبت صغار از خذلان و حماقت است .
و با اصحاب و اخوان به موافقت و ترك مخالفت بايد بودن ، مگر چيزى كه از حدّ شرع بيرون باشد در آن موافقت نشايد كردن .
و بدانك راه خداى از منازعت و مجادلت با يكديگر و به ستيزه و مراء همديگر كارى كردن و به نفس پيدا آمدن بعيد و مقدّس است و هر كس كه به يكى ازين معانى ظاهر شود از طريقت بيگانه است ، و در اين معانى هيچ كس معذور نيست .
و در كارى كه مرد را از دايرهء طريقت بيرون اندازد مسامحت نشايد كردن .
و صوفيان بر فراموشى مؤاخذه كنند و نسيان به نزد ايشان عذر نيست . چه اين طايفه اهل حضوراند . نسيان كار غافلان است .
و زلّاتى كه شرع آن را مسامحت نمىكند صوفيّه نيز آن را در نگذرانند و عفو نكنند .
امّا در چيزى كه حقّ صوفى باشد و منفعت و مضرّت آن خاص راجع به نفس او شود مسامحت و عفو كنند .
و با زنان رفق و مرافقت كردن و با ايشان نشستن و برادر خواهرى كردن از نشان اين طايفه نيست ، و طريقت آن است كه اين معنى را ترك كند .
و با جوانان خرد سال صحبت داشتن و مكالمه كردن در ميان اصحاب طريقت نيست .
و اين چه درين وقت به دور و روزگار تباه ما مىشنوى از ذكر شاهد و عشّاق اين سخن پاكان نيست . اينها را قومى فاجر فاسق كه به مجرّد دعوى درين راه در آمدهاند ، نى صورت طاعت و ادب اين طايفه دارند و نى حقيقت . اين طايفه به جهت لقمهء آمادهء خانقاهها و رباطها يا به جهت دريوزهء درها و بازارها تا چيزى شان بدهند به لباس اين قوم در آمدهاند . همه كاهلان مستاند عاجز كه نه دين دارند و نه همّت و نه مروّت . خود را به زىّ مشايخ و سادات سلوك آراستهاند و جامهها كوتاه كرده و سماع و بنگ و زندقه و كلمات هذيان از خود استخراج كرده را عبادت و سلوك و روش تصوّر كرده .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: ايرج افشار
ص١١٤