تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
و با زن بر حكم خداى زندگانى كن ، يا نيكو دار يا نيكو رها كن ، قال اللّه تعالى :
« فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ »
. و بر اهل خود از مال حلال نفقه كن و بر ايشان تنگ مگير . دست فراخ‌تر دار . و مجموع امر و كلّى سخن آن است كه هر چيز كه اميد مىدارى كه خداى در دنيا و آخرت با تو كند تو با خلق خداى آن كن ، قدما بقدم و مثلا به مثل . و اگر تو را فر [ ز ] ند باشد او را قرآن بياموز خاص للّه تعالى ، بىغرضى از اغراض دنياوى ، و او را الزام كن تا آداب شرعى و اخلاق دينى را محافظت كند ، و او را از زمان خردى بر رياضت دار تا عادت كند ، و شهوت در دل او مزروع مكن ، و زينت حيات دنيا را در دل او مبغوض كن ، و عذاب و نكال و وعدهء اهل دنيا را در قيامت و نقصان آخرتى ايشان را با او مىگوى ، و حظّ آخرت و عزّت و مغفرت تارك دنيا را هم با او مىگوى تا بغض دنيا و محبّت آخرت در باطن او راسخ گردد ، و اين سخنان نيز از جهت بخيلى درم و مال خود با او نگوى ، بلك ازو چيزى دريغ مدار ، و اين معانى در باطن او متمكّن مىگردان . و از آداب ما لا بدّ آن است كه درويش بايد كه به ابواب سلاطين نزديك نشود و نرود و با كسانى كه ايشان را به دنيا رغبت باشد صحبت ندارد كه ايشان دل او را از خداى تعالى بازگيرند و محبّ دنيا گردانند و اگر به ضرورت ناگاه به صحبت ايشان درافتى ايشان را نصيحت كن و در سخن با ايشان خيانت مكن كه آن معاملت با خداى است ، و حقّ را بگوى . و چون اين شرط در صحبت بجاى آرى ايشان تو را مسخّر گردند . و بايد كه در بيشتر احوال همّت خود را به خداى متوجّه كنى تا از آن حال كه در آنى ترا خلاص بخشد و به حالى كه تو را در دين احسن باشد به آن ترقّى دهد . و از آداب صحبت آن است كه در خدمت اصحاب و اخوان مئونت و بار از ايشان برگيرى ، و هر ايذا كه به تو رسد تحمّل كنى ، و بر ايشان انكار نكنى مگر در چيزى كه مخالف ظاهر شريعت باشد ، و قدر هر يكى را در مرتبهء او بدانى و خود را از همه حقيرتر دانى .