با نفس خود باقى نباشد و به او نگرانى ننمايد و نفس را خاصّ به شيخ تسليم دارد و بههيچوجه امكان ندارد كه راحت به نفس خود راه دهد يا از كسى رفق و مدخل جويد يا طمعى دارد .
و سخن جامع آن است كه به هيچ امرى متصرّف نشود و به هيچ چيز ساكن نگردد ، الّا به امر شيخ .
سهل بن عبد اللّه تسترى قدّس اللّه روحه شبى مريدى مبتدى را فرمود كه به فلان موضع برو . جمع اصحاب گفتند كه شيخا او خردسال است و شب تاريك است و درين راه شيراناند .
او بترسد و تنها نتواند رفتن . شيخ فرمود : « اصحابنا لا يخافون الأسد » ، مريدان ما از شير نترسند .
از بهر آنك اول قدم ارادت آن است كه از سر جان برخيزد و هر كه ترك جان گفت از شير و غيره نترسد ، و اللّه الموفّق و المستعان .
أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 93
مساهمون: ايرج افشار
ص٩٣