تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوراد الأحباب وفصوص الآداب ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

فصّ آداب المشيخة و شرائطها و ما يجب على المشايخ

قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و سلّم : « و الّذى نفس محمّد بيده لئن شئتم لأقسمنّ لكم انّ احبّ عباد اللّه الى اللّه تعالى الّذين يحبّبون اللّه تعالى الى عباده و يحبّبون عباد اللّه الى اللّه تعالى و يمشون فى الارض بالنصيحة . » اين معنى كه رسول اللّه درين حديث فرموده است مرتبهء شيخى و دعوت خداى تعالى است . از بهر آنك شيخ خداى را در دل بندگان حقيقة « 1 » دوست مىگرداند و بندگان را محبوب حضرت عزّت مىگرداند . امّا محبوب گردانيدن بندگان به اين وجه است كه شيخ مريدان را سالك طريق اقتدا به رسول اللّه مىگرداند ظاهرا و باطنا ، قولا و فعلا . و چون اقتدا و اتّباع صحيح شد محبّت خداى ثابت شد ، قال اللّه تعالى :
« قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
. و امّا تحبّب خداى به نزد بندگان او به اين وجه است كه مريدان را سالك طريق تزكيهء نفس مىكند ، و چون نفس تزكيه يافت آينهء دل روشن گردد و انوار عظمت الهى در وى منعكس شود و جمال توحيد در وى بتابد ، و حدقهء بصيرت مطالعهء جلال انوار قدم كند و كمال ازلى بيند . پس اين بنده لا محاله محبّ ربّ خود گردد و اين سعادت نتيجهء تزكيه نفس است ، قال اللّه تعالى :
« قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها »
. و فلاح ظفر يافتن نفس است به معرفة اللّه تعالى و آينهء دل چون متجلى شد قبح دنيا و حقيقت و ماهيّت او برو روشن گردد و آخرت و بقاى او و كنه و غايت او بر وى عيان شود ، و بصيرت مرد منكشف حقيقت دارين و حاصل منزلين گردد و لا محاله باقى را دوست گيرد و در فانى زاهد آيد ،
هامش
( 1 ) - اصل : حقيقتا .