عوالم صد هزاران بار هزار به مثل اين خلق آسمان و زمين بيافريند و هر يكى ازين خلق در كمال و عرفان همچون اكمل خلق اين عالم باشند و جملهء اين خلايق با چنين كمالات و عرفان در آن عوالم خود ابد الآبدين و دهر الداهرين در الهيّت اللّه سير كنند و در هر طرفة العينى ايشان را صد هزاران هزار علم و معرفت ديگر حاصل آيد از اللّه همين مقدار بيش نشناخته باشند كه سر سوزنى را در بحر محيط زنى . بر آن سوزن چه مقدار آب باشد و در آن بحر محيط چه مقدار تصرّف كرده باشى ! « سبحان ربّك ربّ العزّة عمّا يصفون » ، « و اللّه غالب على امره و لكنّ اكثر النّاس لا يعلمون . »
و شيخ جنيد در معنى اين آيت كه
« وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا »
مىفرمايد كه بر ارباب توحيد اين آيت بهغايت دشوار است و حكمى قاطع است تا به حدّى كه ابو يزيد نيز از اين عالم بيرون نرفت الّا بر توهّم .
ابو بكر واسطى مىفرمايد « إلا ظنّا » آن است كه جملهء واصلان در گمان خوداند .
مىپندارند كه رسيدند و ايشان هنوز در محلّ انفصالاند از بهر آنك در حقيقت نى وصل است و نى فصل . ذات او از اتّصال ممتنع است چنانك از انفصال ممتنع است .
شيخ ابو حفص حدّاد مىفرمايد چگونه روا باشد كه ما در حقايق سخن گوئيم ، و خداى مىفرمايد :
« وَ ما يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا »
.
شيخ ابو عثمان را پرسيدند كه ظنّ چه باشد ؟ فرمود كه هواجس نفس در طلب مراد خود ، و اللّه الهادى اليه .