تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
نداريم از اين حلواى معنوى كه بر تو حل شد از ما دريغ مدار . گفتم : همه دنيا را و تنعم دنيا را و قانعان و حريصان دنيا را بر اين طبق تو بر من عرض كردند مرا در باطن چنين گفتند كه اين طبق را دنيا دان ، و اين عسل را تنعم دنيا ، و اين مگسان را طالبان دنيا ، آنها كه بر كنار طبق نشستند قانعان بودند ، و آنها كه در ميان نشستند حريصان . حريصان پنداشتند كه [ اگر ] در ميان نشينند ، بيشتر خوردند ، ندانستند كه الرزق مقسوم 257 - ، چون عزرائيل مروحهء الرحيل بجنباند آنها كه بركناراند ، خوشى خوردند و خوشى رفتند
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
[ 54 / 55 ] و آنها كه در ميان نشينند چندان كه بجنبند فروتر خواهند رفت . مرا آن روز گفتند كه تو كنار طبق اختيار مىكنى يا ميان ؟ من آن روز كنار اختيار كرده‌ام ، اكنون در ميان آمدن و روى به بغداد نهادن پسنديده نيايد . 12 - اين طايفه بعضى سياحانند و بعضى غواصان ، سياحان برىاند و غواصان بحرى ، آنها كه برىاند چون پر كنند پر دهند و آنها كه بحرىاند چون پر كنند ، در دهند . حق عز و علا آن فرزند را صحبت غواصان جانباز روزى گرداناد به حق النبى و آله و صحبه اجمعين .