تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
رباعيه
قومى به گزاف در غرور افتادند * و اندر طلب حور و قصور افتادند معلوم شود چو پرده‌ها بردارند * كز روى تو دور دور دور افتادند
- اما آن ديگران كه در ميان نشسته بودند عاشقان جانباز بودند كه پروانه صفت دفع اثنينيت وجود خود را بدل شمع احديت ساختند و خانهء وجود جهت سلطان تجليات الوهيت واپرداختند تا از تجليات صفات و ذات جلالى و جمالى بهره‌مند شوند ، خود را در ميان انداختند ، اما چون هنوز از هستى خود چيزى داشتند چون از مروحهء تقدير بر ايشان وزيد ، خواستند تا بپرند ، ندايى شنودند كه آمدن به دست شما بود اما رفتن به شما نيست ، آواز برآوردند كه رباعيه
اول دل را راه غمت سهل نمود * گفتا برسم به منزل وصل تو زود گامى دو سه رفت راه را دريا ديد * چون پاى ز پس كشيد موجش بر بود
و در عسل فضل ايزدى فانى شدند . و فنا در عرف صوفيان اين مقام باشد . و هنوز اين مقام نهايت سفر اول است كه
جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ
[ 2 / 218 ] عبارت از آن است ، و به بدايت سفر ثانى - كه
جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ
[ 22 / 78 ] بدان است - رسيده است ، و به نهايت سفر كه أقصى الامانى است ندانم كه در اين رسد يا نرسد . مگسانى كه بر كناره بودند از مريدان آخرت‌اند ، و آنها كه در ميان بودند مريدان وجه‌الله‌اند . و آدمى كه به شرف
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
[ 17 / 70 ] مشرف و مكرم شد و انسان كه
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ
[ 95 / 4 ] خالق انس و جان در حق او فرمود و مسجود ملايكه گشت ، از آن بود كه مظهر صفات لطف و قهر الهى اوست و بس . و اين هر دو صفت انسان را بر مثال دو بال است ، بيان اعتدال كه فرموده است ، اينجا مىبايد ، آنها كه به بال لطف پريدند بهشت جاى ايشان آمد و مريدان آخرت‌اند و آنها كه به بال قهر پريدند دوزخ جاى ايشان آمد ، و اين طايفه مريدان دنيااند ، و آنها كه به هر دو بال پريدند
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 361 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى