تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
شعر
ما را خواهى دل به غمان اندر نه * چون شيفتگان سر به جهان اندر نه
- چون خواستند كه آن را بر وى زيادت كنند ، زين را با وى در سخن آوردند بعد از آن گريبان او را در سخن آوردند و گريبان او بگرفتند و از زينش فروكشيدند ، و به واسطهء جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين 253 - از پادشاهى صورى به پادشاهى معنوى آمد ، و پادشاهى اين است ، آن پادشاهى صورى از نمرود و فرعون و شداد دريغ نداشتند ، چون پادشاهى معنوى يافته بود و به خلعت
اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ
[ 42 / 13 ] مشرف شده ، ترك پادشاهى صورى كردن بر وى آسان شد . خداى تعالى آن فرزند را اين خلعت كرامت كناد . 8 - شما را در سمنان مىبايد نشستن ، و خانهء وجود خود را از ما سوى الله پاك كردن ، آنگاه بيرون آمد ، كه آن بيرون آمدن پسنديده باشد كه خانهء وجود پاك باشد . آن جوان انصارى كه از جملهء مريدان بود به حضرت رسالت - صلى الله عليه و آله و سلم - از پاك كردن خانهء وجود خبر داد و بيان كرد چون رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - از او سؤال كرد كه كيف اصبحت يا حارثة ؟ 254 - او به جواب درآمد و از آن پاك كردن خانهء وجود به اين عبارت خبر داد كه عزلت نفسى عن الدنيا فاظمأت نهارى و اسهرت ليلى . يعنى چون نفس را خسته داشتم و بيدار داشتم به سبب اين عزلت گرفت ، از دنيا چون نوميد شد روى از دنيا بگردانيد ، رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - در اين مقام از او نشان طلبيد ، او گفت : كأنى انظر الى عرش ربى بارزا ، الحديث . آنگاه رسول - صلى الله عليه و آله و سلم - فرمود : أصبت فالزم . 9 - اكنون آن فرزند را آن شده است كه ابراهيم را شده بود يا از اينكه حارثه را ؛ و از اين دو بيرون نيست ، مراد است يا مريد در اين راه ، و اگر كسى گويد سيم هست ، آن سودا باشد و تخيلات فاسده . اكنون مرا معلوم نيست كه آن فرزند از كدام است ؟ اطباى صورت به رنگ روى يا نبض يا قاروره يا به مزهء دهان بشناسند از جهت آنكه ايشان طبيب اجساداند . و مشايخ
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 356 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى