هر نقش كه بر تختهء هستى پيداست * آن صورت آن كس است كان نقش آراست
درياى كهن چو بر زند موجى نو * موجش خوانند و در حقيقت درياست
- و همين معنى در توحيد بيان مىكرد و مىگفت كه مرا بعد از چندين اربعين اين معنى كشف شد و آن وقت در شيراز هيچ كس نبود كه با او اين معنى توحيد در ميان توان نهاد . و شيخ ضياء الدين ابو الحسن را اين معنى نبود و من از آن در حيرت بودم ، تا فصوص اينجا رسيد ، چون مطالعه كردم اين معنى را باز يافتم و شكر كردم كه اين معنى طريق موجود است و بزرگان به آن رسيدهاند ، و آن را يافتهاند .
13 - و همچنين به صحبت مولانا نور الدين ابرقوهى و شيخ صدر الدين روزبهان بقلى و شيخ ظهير الدين بزغش و مولانا اصيل الدين و شيخ ناصر الدين و قطب الدين بن ضياء الدين ابو الحسن و جمعى بزرگان ديگر رسيدم ، همه درين معنى متفق بودند و هيچ كس مخالف يكديگر نه - اكنون به قول يك كس خلاف آن قبول نمىتوان كرد - تا آنكه چون خود به اين مقام نرسيده بودم ، هنوز دل قرار نمىگرفت تا بعد از وفات شيخ الاسلام مولانا و شيخنا نور الملة و الدين عبد الصمد نطنزى ، مرشدى كه بر او ، دل قرار گيرد ، نمىيافت هفت ماه در صحرايى كه در او آبادانى نبود در خلوت نشست و تقليل طعام بهغايت كرد تا اين معنى بگشود و بر آن قرار گرفت و مطمئن شد . و الحمد لله على ذلك . و هرچند خداى تعالى گفت :
فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ
[ 53 / 32 ] ليكن فرمود :
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
. [ 93 / 11 ]
14 - بعد از آن چون در بغداد به صحبت شيخ بزرگوار شيخ نور الدين عبد الرحمن اسفراينى - قدس سره - رسيدم ، او انصاف مىداد و مىفرمود كه مرا حق تعالى علم تعبير وقايع و تأويل منامات بخشيده است به مقامى برتر از اين نرسيدهام . [ پس ] به مجرد آن بحثها كه بر طريق معقول و نهج مستقيم نيست ، ترك اين معنى كه به شهود مىآيد نمىتوان كرد .
15 - و نيز سخن شيخ عبد الله انصارى - قدس الله سره - همه اين است و آخر جميع مقامات در درهء سوم به توحيد صرف رسانيده . و در باب اين سخن