تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
بيت
بشنو كه به راستى چه مىگويد رخ * گر راست روى هر آنچه ما راست ، تراست
8 - چون درس رخ برخواندم به در سراى شاه راندم ، گفتم : اى شاه با جاه ! اين‌ها همه رعيت تواند چندين فوائد از ايشان حاصل كردم بيار تا اسرار چه دارى . گفت : اى دوست ! ديده بگشاى و در من نگر ، تا صورت حال من مطلوب تو در كنار تو نهد و مقصودت محقق گرداند ، بگو تا سيرت تو چيست و چونست ؟ گفت : من والى ولايت اين رقعه‌ام تا من به جايم ، بازى برجاست ، اما چون من مات شوم همه رقعهء بساط برافشانند و سپاه زير و زبر گردد هم هوس فرس نماند هم تهويل فيل سود ندارد ، هم تمكين فرزين فرياد نرسد هم رخ فرخ دست نگيرد ، هم چارهء پياده به كار نيايد تا مادام كه من به جاى باشم همه اهل بساط را رونق باشد هم قرب وصلت و منزلت در هشت خانهء بهشت مرا چون مثال رقعه مسلم شده است . هر كجا خواهم روم و هركه در جوار من باشد از آسيب نهيب دشمنان او را حمايت كنم . اين بدان يافته‌ام كه آهسته رفتارم چون رخ شتابزدگى نكنم يك يك خانه به احتياط بروم . و اگر احتياط نكنم در دست پياده مات شوم . ترا اقتداى صورت رفتار من تمام باشد - بيت
صاحب وقار چون شه شطرنج اگر شوى * يا بى ز صدر رنج به كلى ره نجات زنهار سوى خانهء بيگانه رخ منه * انديشه كن كه تا نبود دامگاه مات
- تو نيز اگر خواهى كه به رقعهء شرع مرتبهء شاه يا بى تا چون هشت بهشت به اقطاع به تو دهند كه
ادْخُلُوا الْجَنَّةَ أَنْتُمْ وَ أَزْواجُكُمْ
[ 70 / 43 ] در حق تو محقق گردد و هركه در جوار تو افتد امان يابد از شبيخون قضا و قدر . و مادام كه تو باشى و عالم بر پاى باشد و لولاك لما خلقت الافلاك 235 - در حق تو مقرر شود . اين مراتب وقتى يا بى كه حرفت من پيش گيرى و صنعت من به جاى آرى و آهسته رفتار باشى كه شتابزدگى شيطانى است كه التعجيل من الشيطان و التأنى من الرحمن 236 - . به احتياط باش كه راه دشوار است كه اگر به احتياط روى ، گاه باشد كه به يك سجده كه نياورى ابليس‌وار مات شوى و طوق
إِنَّ عَلَيْكَ