خانه كژ . بدان خانه قاعدهء راست ياران نگاه دارم و بدين خانهء دوم قاعدهء عزلت را تقرب كنم . چون در تقلب احوال باشم گاه [ روى ] بر اين طرف كنم و گاه بدان منزل روآرم . تو نيز اگر خواهى بر نطع شرع محمدى عليه السلام قرب يا بى ، رفتار من پيشه كن كه خانهء دوست در عالم عبوديت يك خانه شريعت است ، دوم خانه حقيقت . در عالم شريعت راست رو باش كه كمال شريعت راست روى است -
بيت
راستى آور كه شوى رستگار * راستى از تو ، ظفر از كردگار
از كژى افتى به كم و كاستى * از همه غم رستى اگر راستى
- و والى ولايت شرع را مىفرمايد كه در اين عالم راستى كن :
فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ
.
اما چون به عالم حقيقت رسى ، گوشهاى گزين و از راه و ديار خلق دور باش تا راست رفتن و قاعدهء ثم استقاموا نگاه دارى و به كژ رفتن عزت عزلت هر دو جهانى يا بى .
7 - چون از اسب روى برتافتم به در خانهء رخ آمدم ، گفتم : اى رخ فرخ ! بيا تا از رموز چه دارى . گفت : اى عزيز من ! بر اين بساط شطرنج هيچ كس از من بزرگتر نيست كه مرد آزادم و تيزدو و سبكخيز . گاه بر پيل تركتاز كنم ، گاه بر اسب شبيخون برم . همه از دست من عاجزاند . اگر من نباشم شاه را مات نزديك آيد . اين همه را كه يافتم از بركت يك خصلت يافتم و آن ، آن است كه تيزدو و راست روم ، هرگز كژى گرد پيرامن من نگردد -
بيت
برين بساط چو رخ رو كه چرخ فرزين گرد * پياده كرد بسى شاه را ز فيل و فرس
- چون راست رفتارى پيشه كردم بر رقعهء شطرنج آفت به من نرسد . اى دوست صادق و اى يار موافق ! تو نيز اگر مىخواهى به رقعهء عبوديت و نطع اخلاص بشريت و شريعت ، قرب حق يا بى همچو من راست روى پيشه گير تا مانند من بهيكبار از گوشهء بساط دنيا بر رقعهء آخرت رسى كه راست رفتارى كار مردان است و كژرفتارى فعل زنان .