روح يكى از انبيا - سلام الله عليهم - يا اوليا يا ملايكه يا جنيان .
24 - و چون با ثبات قدم 36 از اين مقام بگذرد و به مرتبهء مردى رسد 37 ، رجوليت بر او اطلاق كنند كه
رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ
.
[ 24 / 37 ] و اينجا باشد كه گويند : فلان كس به بحر زندگانى رسيد ، و آب حيات جاودانى چشيد ، از فتنه و غوغاى اغيار سلامت يافت . بعد از اين هرچه به دو رسد در او گم شود و او بر مثال دريا باشد .
25 - طالب چون بدين مقام رسد ، ناگاه باشد كه از راه لطف و كرم خداوند - جل جلاله - اين دريا را در موج آرد و رونده را در خود كشد و غرق كند . فنا اينجا پديد آيد مرد را نه از خود خبر باشد نه از غير خود .
26 - علامت صحت اين حال 38 آن باشد كه ترك ادبى از آداب شريعت بر او نرود ، و الا نعوذ بالله مردود و مفتون باشد نه مقبول و محبوب . خدايا به كرمت كه همه روندگان را از اين آفت عظيم عصمت بخشى ؛ زيرا كه ولى بايد كه محفوظ باشد و خلاف شرع چيزى بر وى 39 نرود . و در اين حال بىشعورى ، مقام بعضى بيش افتد و مقام بعضى كم ؛ تا وقتى حق تعالى به كرم از راه بندهنوازى ، رونده را از اين دريا با كنار اندازد ، او را با او دهد و او با حالت افاقت آيد و او را احساس ظاهر گردد . بر مثال آنكه كسى از خواب بيدار شود چون صاحب اين مقام چشم باز كند خود را در شهر و خانهء خويش بيند ، پندارد كه لحظهاى 40 در خواب بوده است . چون از عالم الوهيت با عالم شهادت افتاد بعد از اين در انجمن خلوتى باشد و هيچ چيز از عالم غيب او را حجاب نگردد ، بلكه حجاب حاجبى او كند . بعد از اين حال او نوعى ديگر شود ، و در اين عالم محسوسات او را فروآرند بهر 41 تمتع بندگان كه به سعادت ايشان حكم رفته باشد ، تا دلهاى ايشان را به بويى - كه از ولايت ايشان به دو رسد - شوقى و طلبى و عشقى و محبتى در سر سر ايشان افتد ، و آن را ارادت خوانند و مرد طالب اينجا مريد شود .
27 - پس در اين مقام مريد بايد كه اين هشت شرائط - كه ياد كرديم - استوار دارد ، و از امر و نهى شيخ تجاوز ننمايد . و اگر العياذ بالله از جانب