تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
فراغ نماز هرچه خواهد از حضرت در خواهد . 9 - دوم ، آنكه تا ممكن باشد بر خلوت مداومت نمايد كه در و جواهر جز در اين بحر نتوان يافت 18 . 10 - سيم ، آنكه تقليل طعام كند و تا امكان باشد بر صوم مداومت نمايد كه ان تقليل الطعام 19 مستحب للمريد و غيره و ان النبى - صلى الله عليه و سلم - قال : يملأ ابن آدم وعاء شرا من بطنه 206 - . و قال عيسى - عليه السلام - : اجيعوا 20 بطونكم لعلكم ترون ربكم 207 - . 11 - چهارم ، آنكه خاموشى را ورد خود سازد و زبان را جز به ذكر مشغولى ندارد ، لان النبى - عليه السلام - قال : من صمت نجا 208 - . و قال - صلى الله عليه و سلم - : من كان يؤمن بالله و اليوم الآخر فليقل 21 خيرا أو ليسكت 209 - . 12 - پنجم ، دوام ذكر است . چنان كه يك ساعت از ذكر باز نماند جز در ميان نماز و مستراح كه آنجا مكروه باشد به زبان ذكر گفتن ؛ بايد كه به دل ذاكر باشد . 13 - ششم ، نفى خاطر 22 است به جملگى ، و هم بر آن مشغول ناشدن ، تا وقت ترا بنشوراند . 14 - هفتم ، دل با شيخ داشتن ، به هرجا و هر مقام كه باشد . و بايد كه داند كه در روحانيت 23 شيخ متحير نباشد . اگر مريد در مغرب باشد و شيخ در مشرق ، از او فايده تواند گرفتن چون مربوط باشد به ارادت تمام . و اين از سر تجربه مىگويم نه از شنودن ؛ از آنكه درويشان در سمنان بودند و شيخ در بغداد بود . بسيار بر لفظ مبارك شيخ رفته بود كه آنها كه آنجااند فايده بهتر توانند گرفت از بعضى كه اينجااند . 15 - هشتم ، ترك اعتراض كردن است بر خداوند 24 - سبحانه و تعالى ، و به قضاى او رضا دادن . و اين بيت را ورد خود ساختن - اين بيچاره گفته است :
و كلت امورى كلها متوكلا * على من هوانى قبل انى هويته فان شاء احيانى و اما أماتنى * بما شاء محبوبى فانى رضيته