ربانى گردد . و سموم فنا از وادى فقر برآيد ، و آيت
لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ
[ 74 / 28 ] بر مكونات خواند ، و آتش در سوى الله زند ، و به باد لاابالى بر دهد ، و سر كان الله و لم يكن معه شىء 213 - ظاهر گردد ، نداى
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ
در دهد ، جواب
لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
[ 40 / 16 ] آشكارا گردد ، و اين آواز برآيد كه لا إله الا الله .
32 - بعد از اين سر كشش حق در صورت جذبه از تنق عزت از راه وهامى به تقدير العزيز الرحيم در حال مريد سالك ظاهر گردد ، و گاه جام مالامال شراب جمال در حلق او ريزد ، و گاه كأس لبالب بادهء جلال در دست او مىدهد 46 تا به واسطهء سكر شراب جمال مستعد قبول بادهء جلال مىشود و به واسطه صحوى از اين سكر مىيابد ، استعداد كمال
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
[ 10 / 26 ] باديد مىكند تا وقتى كه ظهور تجلى هويت هو الله الذى لا إله الا هو فانى شود فنايى كه بعد از آن بشريت - كه خاصيت او ظلمت صرف است - نور محض گردد ، و نفسى كه صفت او آن بود كه حق تعالى مىفرمايد :
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ
[ 12 / 53 ] به ضد اين بدل گردد كه
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
[ 89 / 27 - 28 ] و شيطانيت به ملكيت مبدل شود .
33 - بعد از اين ربانى گشت . چنان كه حق تعالى مىفرمايد :
كُونُوا رَبَّانِيِّينَ
[ 3 / 79 ] از او جز عبادت تولد نكند و چون او ظاهرا و باطنا محل ظهور افاعيل حق باشد بر شرف متابعت خواجهء كائنات و سرور مخلوقات محمد مصطفى - صلى الله عليه و سلم 47 - رسد و بدين مقام جز به متابعت نتوان رسيد .
34 - ديگر بايد كه از بلا نگريزد و از بدنامى نپرهيزد . حق تعالى مىفرمايد جل جلاله و عم نواله :
عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ
. [ 2 / 216 ] بسيار باشد كه حق تعالى در صورت بلا حقيقت عطاى خود را رساند . و اگر كتبى كه در احوال مشايخ ساختهاند عربى و پارسى مطالعه كند معلوم گردد كه بندگان خاص خداوند را هيچ كدام نبوده است كه به بلاها و بهتان مبتلا نگردانيدهاند . و رسالهاى است ابتلائات الاولياء نام آن ، اگر با دست كند از