تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
22 - و ادب او در اين مقام آن باشد كه 7 بدين تسخير التفات ننمايد . و گاه باشد كه سر تمييز كثيف از لطيف و كيفيت رسانيدن خسيس به مرتبهء شريف بر او روشن گردد و به چشم خوشامد بايد كه بدان ننگرد و در قيد آنكه اين معنى را از قوت به فعل آرد ، نباشد تا از تسخير لطيفهء انفسى محروم نماند . و تسخير لطيفهء انفسى ميسر نشود الا به رعايت همين شروط ثمانيه . و اگر خلوت او خلو نفس او باشد عما يشغله بالفانيات سرا و جهرا ، و وضوى او از نوم الغفلات ، و صوم او از شهوات ، و صمت او از فضلات ، و ذكر او احترازه عن الفترات ، و نفى او نفى مألوفات و مستحسنات ، و ربط دل او استحضار شيخ باشد در جميع حالات و ترك او ، اعتراض او در غيبيات باشد . چنان كه خلوت 8 او در شهاديات بود . چون حق اين خلوت به ادا رساند نفوس فلكى و كوكبى و كرسيى و عرشى مسخر او شوند . چنان كه خود را بر بالاى اين‌ها بيند و هر تصرفى كه خواهد در ايشان تواند كرد . از رفتن بر آنجا و در آنجا و از باز گرفتن نور از كواكب ، و از بلع همه ، و از منع كردن از حركت و امثال اين ، كه گفتن آن منكران را جز انكار نيفزايد . 23 - و ادب در اين مقام آن باشد كه بدين حالات به چشم خوشامد ننگرد و به تسخير لطيفهء قلبى مشغول شود . و تسخير لطيفهء قلبى هم به رعايت اين شروط ثمانيه دست [ دهد ] : خلوت او در اين مقام خلو دل او باشد از استحسان صور خالدات و وضوى او از لمس ناعمات باقيات ، و صوم او امساك دل باشد از خطرات ، و صمت او از تقرير واقعات رافعات ، و ذكر او حضور مالك الارض و السماوات ، و نفى او نفى نعيم جنات و ربط او استمداد همت شيخ عند نزول الواردات ، و ترك او خود را مرده گردانيدن عند تقلب قلبه بين اصبعى اللطف و القهر فى جميع الحالات . 24 - و [ به ] بركت رعايت اين شروط بروجه مذكور جنات عدن و ما فيها مسخر سالك شود و حالاتى كه از كتب منزله در وعدهء سعداء شنوده است ديده آيد تا حدى كه هر كس را خواهد در بهشت راه دهد ، و همه مطيع و فرمان‌بر 9 او شوند .