قدم در دايرهء وجود بدان سبب توانستند نهاد - محروم نمانى . و اشارت
أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ
[ 2 / 257 ] بدين نور ايجادى ربوبيت است كه از آن نور به ظلمات اوليات و جوهريات و اجسام فلكى و عنصرى بيرون برد و بر طويلهء انعامش بندد ، و قلادهء سگيش در گردن كند ، گاهى به بيان
أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ
[ 7 / 179 ] باطنش بر خلق ظاهر مىگرداند ، گاهى در عبارت
فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ
[ 7 / 176 ] سر او را بر خلق آشكار مىكند . و به همين بسنده نكند تا وقتى كه به دركهء اسفلش رساند .
چنان كه مرتبه خاكى باز خواهد و گويد :
يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً
. [ 78 / 40 ]
242 - اى فرزند ! عبرت گير از اين دركات ، بعضها اعمق من بعض ؛ و از آن درجات
بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ
. [ 24 / 40 ] و مردانهوار .
امروز كار كن كه بسى روزگار نيست * فردا كه روزگار دراز است كار نيست 234
گر كار كنى ملك دو عالم ببرى * ور تو نكنى ، هركه كند او ببرد
چون بكنى ، حق از غيب نام ترا محسن نهاد ، و در كلام قديم فرمود 235 :
إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ
. [ 2 / 195 ] اگر چه ولايت نصيبهء مؤمنين آمد معيت تشريف خاص محسنين . در هر مقامى به درجهاى از مقام قطب و اصل شوى .
ان الله يحب معالى الامور يبغض سفسافها 188 - ؛ المرء يطير بهمته كالطير بجناحيه 189 - .
243 - و بدان كه 236 ايمان و صبر و تقوى از لوازم احسان است و احسان از لوازم ايقان . و تمامت مقامات ديگر يا سوابق آن مقاماتاند يا لواحق [ آن ] . اوميد مىدارم كه حق تعالى آن فرزند را بر مقامات صدگانه و بر درجات هر مقامى از اين مقامات - كه هزار درجهاند در هر مقامى ده درجه - و بر جميع احوالى كه ما بين الدرجتين هست - كه بدان سبب از درجهاى ترقى كرده به درجهء ديگر مىتواند رسيد و احوال [ كه ] ده هزار است - گذر دهد ، تا مبتديا و متوسطا و منتهيا بر مضار و منافع هر درجه مطلع شود و ذوق هر حالى دريابد 237 ، و در درجهء قطب ثابت قدم گردد ، و مستفيدان مستعد از او فايده يابند ، و مريدان عاشق بر مايدهء وصال نشسته از سر نياز سعى مشكور ترا در حضرت بىنياز عرضه دارند ، و كوس كمال ترا بر ايوان خان طلب