را رعايت كردن . حديث اول تعريف توحيد بود و حديث دوم تبيين تأديب ؛ و هر دو حق است . و از آنجاست كه خلف در وعيد روا داشتند . و به نزديك اين بيچاره وعيد از كمال رأفت است و خلف در آن از غايت كرم ، و ظهور گناه مقرب صورت بندگى ، و عفو و غفران مبين صفت خداوندى . وجودك ذنب لا يقاس به ذنب 175 - سخنى كامل 208 .
بنده منزه ز گنه چون بود ؟ * هست وجودش گنهى بس تباه
مظهر عفو تو ويست ، كى شود * مظهر عفو ار نكند او گناه
و از اينجاست كه مصطفى - صلى الله عليه و سلم - فرمود كه اگر گناهكاران نبودندى ، حق تعالى قومى ديگر را بيافريدى تا گناه مىكردندى و او ايشان را مىآمرزيدى 176 - .
215 - اى فرزند عزيز بيقين بدان كه هرگز نشايد كه در جهان مظاهر جميع صفات حق نباشد 209 ؛ از آنكه هر وجودى را ظلى ضرورى است در جهان . و السلطان ظل الله فى الارض عبارت از اين حقيقت است . مصطفى - عليه التحية و السلام - ظل كامل جميع صفات حق افتاد ، و وارثان او تا قيامت خلافة عنه ثابت خواهند بود . نور او اول 210 موجودات است و روح او اب موجودات ، و قلم أم آدم 211 . صفت او حامل اسرار فعل پدرى و قبول مادرى . و بدين سبب صاحب ام الكتاب شد و به اميت مخصوص گشت ، و در مقام استوا ثابت ، و از آفتاب وجه دايم مستفيض ، و قبول اوليا متوجه روزنهء دل مباركش ، و از انوار حق به واسطهء او مستفيض و خلافة عنه بر خلق مفيض ، و به حكم الشيخ فى قومه كالنبى فى امته 177 - تا قيامت وجود اوليا - كه به حقيقت علماء بالله ايشاناند - در جهان موجود ، و ختم ولايت سخنى بىمغز و از معرفت دور ، و به نوميدى طالبان حق نزديك ، و اليأس من رحمته كفر محقق ، و خزانهء رحمت او از كم شدن منزه ، و فيض رأفت او از انقطاع مقدس 212 .
216 - اى فرزند ! حديث مثل أمتى كالمطر لا يدرى أوله خير ام آخره 178 - و اشتياق او - عليه السلام - به امت آخر زمان كه فرمود : وا شوقاه الى لقاء اخوانى 179 - . قالت الصحابة ألسنا اخوك يا رسول الله . قال : لا بل أنتم أصحابى