تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
خلق بود و از چشمهء شرب او و فرد او معين ، و از آن قوم صالح معين بود . و شعبده را در واقع وجودى ثابت نباشد . 212 - بعد از اين بدان كه احتياج آدميان 204 به پيغمبران از آن افتاد كه انسان انوس افتاده است و مدنى بالطبع است ، خواهد كه اجتماعى باشد ؛ از آنكه حق تعالى حاجت هر يك از ايشان به ديگرى منوط كرده . اگر قاعده ممهد نباشد كه با يكديگر بر آن موجب معاشرت كنند 205 در وقت غلبهء صفات شيطانى و سبعى - چون آدمى مجموعه عالم است - قصد همديگر كنند ، و هرگز امر معيشت ايشان منتظم نگردد بلكه بيضهء انسانى منعدم گردد . 213 - پس 206 حكمت الهى چنين اقتضا كرد كه به كمال قدرت پادشاهى يكى را از آدميان كه صفات ملكى و الهى در او غالب‌تر باشد مدتها تربيت فرمايد تا تمامت قواى بشرى او مطيع قواى روحانى او شود ، و صفات شيطانى او منقاد صفات رحمانى او گردد كه أسلم شيطانى على يدى 172 - اشارت بدان است - و در قرب حق تعالى راه يابد و بر حقايق صفات حق و مظاهر هر يك از آن مطلع شود ، و به امر حق - عز اسمه - خلق را به دو دعوت كند ، و از اخلاق ذميمه منعشان فرمايد ، و مضرت آن عاجلا و آجلا بديشان نمايد ، و ثواب و عقابى كه در دار البقاء نيكوكار و بدكار را خواهد بود بيان كند و در مثال محسوس و معقول پوشانيده ، حقايق آن را تقرير كند ، تا چون بر صراط مستقيم دعوت او ثابت شوند در حال امور معيشى ايشان در سلك نظام منتظم شده ، راحت يابند ، و در مآل از نعيم مقيم برخوردار شوند . 214 - و نبى فارق است بين مظاهر لطف و مظاهر قهر 207 ؛ و هدايت و سعادت و ضلالت و شقاوت به تقدير حق است خلق را در آنجا به هيچ نوع مدخلى نيست .
إِنَّكَ لا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ
[ 28 / 56 ] بيانى شافى است ، و
فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً
[ 6 / 125 ] در اين باب كافى است . و السعيد سعيد فى الازل و الشقى شقى 173 - لم يزل محقق ، و كل مولود يولد على الفطرة 174 - فأبواه يهودانه و ينصرانه مناقض آن تحقيق نه ؛ از آنكه شارع را واجب است طرف توحيد و تنزيه ، تأديب