تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
سگ ، و در وقت غلبهء كبر در صورت پلنگ ، و در وقت غلبهء ايذاء طبعى در صورت عقرب ، و در وقت غلبهء خداع در صورت روباه ، و در وقت غلبهء اضلال در صورت شيطان [ مىبيند ] . و چون آن صفات ذميمه به كلى نفى شد و به صفات حميده متحلى شد ، خود را در صورت ملايكهء نورانى مىبيند . پس چه حاجت است كه به سبب رفع هر صفتى خلع بدنى شهادى كند . انصاف داده گفتند كه حق با شماست . و بيشتر ايشان مسلمان شدند . 174 - فاما قول عامر . . . 178 ( ؟ ) كه در زمان ما ظاهر شد و اتباع او چون بنيان مذهب خود بر برهان عقلى و بنياد نقلى ننهاده‌اند ؛ هرگاه كه به برهان عقلى الزامشان كنى در نقل آويزند ، و چون به كتاب و سنت الزامشان كنى در عقل گريزند ، و چون به نقل و عقل الزامشان كنى چنگ در ذوق زنند . با ايشان سخن گفتن ، عمر ضايع كردن باشد .
مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ
[ 7 / 186 ] بر بايد خواند ، و گفت فمن يك ذا فم مس مريض يجد مراده الماء الزلالا ، و نظم متنبى حسب حال دان و بگو :
يا عاذل العامرى دع فئة 179 * أضله الله كيف ترشده
175 - ديگر اى فرزند بدان كه جماعتى حق را وجود مطلق تصور كرده‌اند . و بدان كه تا توحيد را اثبات كنند ، كثرت 180 و وحدت را بيان فرمايند و در حد وجود واجب دم و قدم و قسم زده از آنكه وجود مطلق بىافراد مقيده در خارج متحقق نيست . و آن فعل كتابت است كه بىافراد مكتوبه در خارج وجود ندارد . نعوذ بالله من هذا الاعتقاد فى حق الواجب . 176 - ايشان را بگو كه وجود حق 181 ، ذات واجب الوجود است كه به صفات كامله متصف است ازلا و ابدا . و وجود مطلق فعل او كه از صفت او صادر مىشود . و وجود مقيد آن اثرى [ است ] كه به سبب اين فعل به ظهور مىپيوندد . و چون در وجود غير از ذات حق و صفات او و افعال او و آثار او هيچ چيز ديگر نيست ، وحدت در كثرت محقق ، و حقيقت ألا كل شىء ما خلا الله باطل نصب ديده ، و سر ليس فى الوجود سوى الله 162 - روشن‌تر 182 . و توحيد در اين مقام دست مرافقت در گردن موافقت انداخته بر سرير سر عارف