تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧

الفصل الثانى فى النبوات و ما يضاف اليها

178 - بدان اى فرزند دلبند كه نبوت ، سرى است الهى ، كه در بعضى بندگان خاص خود تعبيه فرموده ، و بدان سر از امثال خودشان - كه بنىآدم‌اند - ممتاز گردانيده است 185 . همچنان‌كه ايشان افق اعلاى موجودات‌اند نبى افق اعلاى آدمى زاد است . و افق اعلاى مرتبهء نبوت مرسل اليه است . و افق اعلاى مرتبهء مرسل اليه اولوالعزمى است . و افق اعلاى مرتبهء اولوالعزم اميت است كه ختم نبوت خاصهء اوست . 179 - نبى آن باشد كه مخصوص باشد به سير افقيت مرتبهء انسانى و متلقى علوم باشد بىواسطه از حضرت ربوبيت ، و مأمور باشد به اظهار نبوت . 180 - و مرسل اليه را اين همه باشد و ملقى علوم از راه تمثل خود را به دو نمايد ، و مرسل اليه او را در ظاهر تواند ديد . 181 - و اولوالعزم را اين همه باشد و بر وضع احكام جديده [ آگاه بود ] و نسخ احكام قديمه ، فراخور اهل زمان ، او تواند كرد . 182 - و امى را آن همه ، كه گفتيم باشد ، و بر سر فيض تكميل او از انقطاع مصون باشد . و بدين سبب ختم نبوت بر كتف همتش نهاده و در مقام استواش ثابت داشته و نداى
لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ
[ 24 / 35 ] به سمع جمع سكان