تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
دواير افلاك و مركز خاك رسانيده ، و كوس دولت لولاك لما خلقت الافلاك 163 - در گوش دوست و دشمن او فروكوفته 186 . 183 - آنچه بعضى گفتند بلكه همه كه رسول از نبى افضل باشد . مگر از رسول مرسل اليه خواسته باشند ، و الا نبى از رسول خاص‌تر است و امى از نبى خاص‌تر ؛ از آنكه رسول بر ملك و بشر اطلاق كنند ، كقوله تعالى :
اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلًا وَ مِنَ النَّاسِ
. [ 22 / 75 ] و نبى جز بر بشر اطلاق نكنند . چنان كه حق تعالى مىفرمايد :
وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا
. [ 19 / 51 ] و در باب ملايكه مىفرمايد حكاية عنهم :
إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ
. [ 11 / 81 ] 184 - و از اين آيه كه
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ
[ 22 / 52 ] اخصيت نبى از رسول معلوم مىشود . 185 - و اخصيت امى از نبى در اين آيه - كه مىفرمايد :
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ كَلِماتِهِ وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ
[ 7 / 158 ] - روشن است 187 . مخصوص رسول كه عام بود نبى آمد و مخصوص نبى كه بالنسبة الى أمته عام بود امى شد . هرجا كه اميت بود نبوت و رسالت بود و لا ينعكس . 186 - چون اين معنى محقق شد ، بدان كه ملك‌الموت و ملك الرؤيا را رسول گويند و تا قيام الساعة رسالت ايشان به ايشان از حق تعالى باقى خواهد بود . بدين سبب امى را خاتم الرسل و خاتم المرسلين نگفت ، خاتم النبيين از براى آن گفت كه از جنس انس بعد از او نبيى كه از حق به رسالت به خلق آيد نخواهد بود . 187 - و جمعى كه گفته‌اند كه خاتم المرسلين خواهد بود و البته 188 خاتم النبيين افضل باشد ؛ غلط كرده‌اند از آنكه چون رسالت ملك‌الموت هرگز منقطع نخواهد بود تا قيام قيامت كبرى ؛ پس گفتن خاتم المرسلين درست نباشد . 188 - و چون فيض تكميل امى ، هرگز منقطع نخواهد شد به نص
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 228 | نجيب مايل هروى / علاء الدوله سمنانى