عنهما - روايت كرد كه مصطفى - عليه الصلاة و السلام - حق تعالى را در شب معراج ديد . و عايشه - رضى الله عنها - روايت كرد كه نديد ، تا حدى كه فرمود :
« هر كس كه گويد كه مصطفى - عليه الصلاة و السلام - در شب معراج حق تعالى را ديد مفترى كذاب است 147 - ، از آنكه من پرسيدم ، فرمود : لا بل نورا ارى 82 » .
85 - ميان آن دو حديث صحيح نيز هيچ تناقض نيست ؛ از آنكه عبد الله عباس حكايت از معراج مىكند كه در مسجد حرام اتفاق افتاده بود در بدايت حال . و در مبدأ حالت تجليات صورى اتفاق افتد . چنان كه بدان اشارت مىفرمايد : رأيت ربى تبارك و تعالى فى احسن صورة 83 148 - الى آخر الحديث . و عايشه - رضى الله عنها - حكايت از معراجى مىفرمايد كه مصطفى را - عليه الصلاة و السلام - در جامهء خواب او در مدينه اتفاق افتاد . و آن معراج در وسط حالت بود . و در وسط تجليات نورى و معنوى باشد . و عايشه - رضى الله عنها - فرمود كه ما فقدت جسد رسول الله 84 149 - .
86 - و حق تعالى مىفرمايد :
سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى
. [ 17 / 1 ]
87 - و به اتفاق مسلمانان جسد رسول الله - صلى الله عليه و سلم - را از حرم مكه به مسجد اقصى برده بود . بر حقيقت اين معاريج و تجليات جز سالكان و اصل كامل مكمل را اطلاع نباشد ، غير ايشان هركه در اين باب سخن گويد دروغ باشد 85 .
88 - اى فرزند ! حق تعالى بر روندگان به چهار نوع تجلى كند : اول تجلى صورى كه آثارى است . دوم تجلى نورى كه افعالى است . سيم تجلى معنوى كه صفاتى است . چهارم تجلى ذوقى كه ذاتى است . و او تعالى از همه صور و انوار و معانى منزه ، و مصور آن صور و مظهر آن انوار و مبين آن معانى اوست .
89 - از ذوقى هيچ بيان نتوان كرد ، جز آنكه صاحب آن حال بدان ملتذ و فرحان 86 باشد و من حيث الذوق از وجود حق برخوردار . و ذوق در تجليات صورى و نورى و معنوى داير باشد ، فاما تجلى ذوقى از صورت