بنگريم كه راجح است يا مرجوح . اگر راجح است ظن [ باشد ] و اگر مرجوح است وهم .
79 - پس جهد كن 76 تا خود را از جهل و وهم و شك و ظن خلاصى دهى و به شرف علم مشرف شوى تا از اهل درجات گردى . بعد ازين و فوق كل ذى علم عليم را نصب العين دار تا به اندك قانع نشوى ، كه قناعت در اين مقام از كمال دنائت باشد ؛ از آنكه علم حق نامتناهى است . هر كس كه در بازار كسب و سراى وهب از كسب و تعرض نفحات وهب غافل ماند
فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً
[ 4 / 119 ] ان لربكم فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها 143 - جهت ارباب وهب فرموده ، و اطلبوا العلم و لو بالصين 144 - جهت اصحاب كسب .
80 - اى فرزند !
اندرين ره 77 اگر چه آن نكنى * دست و پاى بزن تا زيان نكنى 78
- من استوى يوماه فهو مغبون 145 - حديث صحيح است ، و به نزد اهل روش من استوى فهو مغبون مقرر است .
81 - ديگر جماعتى را كه نفى رؤيت مىكنند به حواس ظاهر ، تنزيه حق تعالى را از جهت و تقابل ، تكفير مكن كه ايشان طالب كمال تنزيهاند و معتصم به كتاب كريم 79 ، حيث يقول
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
. [ 6 / 103 ]
82 - و جماعتى را كه اثبات رؤيت مىكنند [ و ] مىگويند : چنان كه بنمايد ببينيم ، تمسك به قول خداى و رسول [ كردهاند ] . فاما قول الله تعالى :
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَةٌ إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ
. [ 75 / 22 ] و اما قول الرسول : انكم سترون 80 ربكم كما ترون القمر ليلة البدر لا تضامون فى رؤيته 146 - ، مستوجب مدحاند .
83 - اى فرزند ! يقين بدان كه هر دو آيت حق است و هيچ تناقض بينهما نيست ؛ از آنكه
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
[ 6 / 103 ] نفى احاطت است كه ادراك مقتضى احاطت است خلاف رؤيت 81 . و حق به همه اشيا محيط است و منزه است از آنكه محاط مخلوق شود الا انه بكل شىء محيط محقق است .
84 - و اين اختلاف در طبقهء اولى افتاد . عبد الله بن عباس - رضى الله