تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١

7 بيان الاحسان لاهل العرفان

1 - سپاس نامتناهى پادشاهى را كه به علم ازلى گل لطيف انائيت را در گل طبيعت ديده ، و به ارادت لم‌يزلى خار وجود حادث را از شاخ قامت انسانى باز چيده ، و به قدرت شاهى بوى اسامى در او نهاده ، و به حكمت الهى او را به كمال شايستگى آيينهء جمال شاهنشاهى رسانيده ، و مسجود ملايكهء مقربش گردانيده . 2 - و درود بىاندازه بر سيد كونين و رسول ثقلين كه مركز نقط حال و مخاطب حضرت پاك به خطاب لولاك لما خلقت الافلاك 1 135 - تن و جان نازنين اوست ، و بر اهل بيت و ياران جانباز و متابعان حر سيرت باد ابدالآباد . 3 - اما بعد ، چون به حكم
قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ
[ 2 / 60 ] فرزند عزيز ابو المواهب محسن الدين محمد را - اجز الله توفيقه و سهل الى سلوك سبيل الحق طريقه و جعل التوفيق فى جميع الاحوال رفيقه - حق تعالى از راه تعارف در تركستان روح 2 با اين بيچاره معرفتى داده ، بر در باغ صفاى صوفيا باد ائتلاف جسمانى - كه لازمهء 3 تعارف روحانى بود - دست داد 4 و صدق حديث فما تعارف منها ائتلف 136 - مشاهده افتاد ، هم در حال كه نظر بر جبين او آمد ، پيش از آنكه زفان به سلام گرداند ، اثر نور آشنايى به دلم پيوست ، و نسيم حسن ارادتش به مشام جانم رسيد ، فاما به سبب صحبت 5 ناپاكى كه رفيق