59 - و سلطان المشايخ فى عهده مجد الدين بغدادى - قدس الله سره - مىفرمايد كه مصطفى را صلى الله عليه و سلم در واقعه ديدم ، از حال ابو على سينا پرسيدم ، فرمود : هو رجل أراد أن يصل الى الله تعالى به غير واسطتى ، فحجبته بيدى هكذا فسقط فى النار 126 - .
60 - و امثال اين از هر شيخى محقق روايت است و اگر به نقل آن مشغول مىشديم از حد اختصار بيرون مىرفت . مقصود آن است كه چون بر سخن بزرگان مطلع شوى ، پيوسته سيرت باطن خود را با صورت ظاهر شريعت در عمل ظاهر در عقيدهء باطن موازنه مىكنى و نقد حقايق خود را بر محك كتاب و سنت مىزنى ؛ هرچه موافق نيابى ، رد كنى و بدان التفات ننمايى .
و اين روايتى كه از اين سادات طريقت در اين مختصر ياد كرديم طالب حق را كافى است . پير هرى خوش گويد : در خانه اگر كس است يك حرف بس است .
61 - ديگر يارانى كه با شما پيوند 21 بايد كه همه را امانت حق دانند و در امانت ، خيانت روا ندارند و در ديانت و صيانت به اقصى الغاية و الامكان بكوشند و با هر كسى فراخور استعداد ايشان زندگانى كنند و به شرهء خود رعايت يكى از ديگرى زيادت نكنند مگر كه حق تعالى استعداد او را كاملتر آفريده باشد به قدر استعداد وهبى را اشارت غيبى همت ، مصروف او مىدارند . اگر حالى از حالات شريف بر ايشان رود آن را از قوت ولايت خود ندانند ، بلكه محض عطاى بىعلت حق شناسند و خود را خادم ايشان دانند و در تربيت ، هيچ دقيقهاى از دقايق مهمل نگذارند و به وقت تأديب هيچ تقصير روا ندارند .
اول تا ممكن باشد به رمز و اشارت تأديب مىكنند بعد از آن اگر بدان مؤدب نشود در خفيه او را نصيحت مشفقانه كنند و پيوسته به باطن از روح مطهر مصطفى - صلى الله عليه و سلم - مدد مىطلبند . و در وقت تنبيه و تأديب از 22 مشايخ طريقت - قدس الله ارواحهم - استمداد همت مىكنند و از حق تعالى درمىخواهند تا او را توفيق شنودن اين نصيحت كرامت كند .
62 - و اگر اين نوع نيز مفيد نباشد در ميان حضور اصحاب او را تأديب مىفرمايند . و اگر اين نيز نافع نيايد ، از راه باطن همت با او مىدارند
مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: نجيب مايل هروى
ص١٧٣