تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصنفات فارسى ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
را اثر خواهد كردن ، واجب باشد او را از ميان اصحاب بيرون كردن ، و اصحاب را با وى سخن ناگفتن ، و در جمع خود راه نادادن ، و به دو التفات ناكردن . و ليكن همت از وى باز نشايد گرفتن ، و پيوسته از حضرت حق تعالى بايد خواستن تا او را از آن فعل بد باز دارد و مقبول دل شيخ و منظور نظر او گرداند و در حلقهء درويشانش راه دهد . 330 - ديگر بداند كه آداب منتهيان نامحصور است و هيچ كس آن را ضبط نتواند كردن ؛ از آنكه به قدر استعداد هر شخصى ، على الانفراد ، ادبى ديگر است كه خاص به دو تعلق مىدارد و شيخ را بدان ادب جز به الهام اطلاع حاصل نيايد . همچنان‌كه تعبير وقايع سالكان كه هر شخصى را به نسبت استعداد واقعه خاص باشد و در مقامى از مقامات كه بر آنجا عبره مىكند تعبير آن واقعهء خاص ، ديگر شود و شيخ بر تعبير آن جز از راه الهام وقوف نيابد . هركه را حق تعالى مقتدا گرداند به حكم ادبنى ربى 85 - او را در حقايق آدابى و تعبيرى كه سالك بدان محتاج باشد اطلاع دهد . 331 - بر مقتدا واجب است كه هر كسى را فراخور استعداد او ادب آموزد و تعبير واقعه كند ، از آنكه هر شخصى را حالى است مخصوص به او ، و حالى مشترك ميان او و ديگران ؛ اگر در حال مشترك او را ادب خواهد كرد يا تعبير واقعه خواهد گفت ، اين ادب و اين تعبير عام باشد ، در ميان جمع شايد كرد . اما اگر در حال مخصوص به استعداد او ادبش خواهد آموخت ، يا تعبير واقعه‌اش خواهد كرد ، بايد كه در خلوت تنها به او بگويد . بيت
هر كس را ، جام در خورش ده * كز سوخته فرق كن تران را گر قطره رسد به بيدلان ده * درياها ده دلاوران را
332 - خداوندا به كرم عميمت كه ما را به ما باز مگذار ، و سخنان ما را بر ما حجت مگردان ، و توفيق استعمال اين آداب كه در اين مختصر نوشته شد و ادبى ديگر كه هنوز ما را بدان اطلاع نداده [ اى ] و خاصان خود را بدان ادب مؤدب داشته‌اى ، ما را كرامت كن ، و هرچه از ما در وجود آيد به شوب