تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 363

مساهمون:

صترجيح بند هاتف اصفهانى ٣٦٣
اين تماشا چو بنگرى گوئى * ليس فى الدار غيره ديار احد است او اگر تو بشمارى * واحديت رساندت به هزار همه يك قطره است اين دريا * همه يك‌دانه است اين خروار اسب و فيل و پياده و فرزين * بتن واحد آن سپهسالار سرمهء گر ز نور بىبصرى * بكشى تو به چشم پرزنگار زاغ و طاوس و مار و مور و مگس * بلبل و قمرى و چكاوك و سار يك نمايد به چشم احول دو * استر و فيل و گاو و اسب و حمار گر تو علم اليقين بدست آرى * سوى عين اليقين گشائى بال پس به خود گوئى و به خود شنوى * لِمَنِ الْمُلْكُ واحد القهار عشق اگر در دلت فروزد شمع * روز روشن نمايدت شب تار محو گردى چنان كه از هستى * نشناسى همى سر از دستار به همين ديده بنگرى ظاهر * صورت خويش را به صورت يار گر به اين بال‌وپر كنى پرواز * شاهبازى تو جبرئيل شكار بعد از اين ما و ساقى و لب حور * بعد از اين ما و يار و بوس و كنار
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند هاتف اصفهانى 363 | گروهى از نويسندگان / على اكبر نورى زاده