كه جهان صورتست و معنى دوست * ور بمعنى نظر كنى همه اوست
منم آن رند مفلس قلاش * كه شدم در جهان برندى فاش
آستان روب خانه خمّار * مهره گردان حلقه اوباش
كشته لعل لعبت ساقى * كشته چشم شاهد جمّاش
ما گدايان خانه بيزاريم * فارغ از خانه و برى ز معاش
هركه رنگم بديد نقش بخواند * كه مرا ازچهرو بود نقاش
زهد و تقوى خلاف مستوريست * تو برو مست گرد و زاهد باش
اهل صورت ز نيكى مصنوع * نقش بينند و اهل دل نقاش
چشم ساقى به عشوه مىگويد * با من لااوبالى اوباش
كه جهان صورتست و معنى دوست * ور بمعنى نظر كنى همه اوست
مهر رويش نگر ز پرده دل * پرتو افكنده بر سراچه دل
بندهء را كه او قبول كند * پيش آزادگان بود مقبل
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند خواجوى كرمانى 350
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند خواجوى كرمانى ٣٥٠