جعد را پيچ و تاب مىدادند * غمزه را نيمخواب مىكردند
در شب تيره ماه يك شب را * چشمه آفتاب مىكردند
هر زمان ملهمان عالم غيب * سوى جانم خطاب مىكردند
كه جهان صورتست و معنى دوست * ور بمعنى نظر كنى همه اوست
ترك من مشك بر سمن مىزد * سپه زنگ بر ختن مىزد
زهره از قلب اخترش مىساخت * افعيش حلقه بر سمن مىزد
لعل در پاش او به درپاشى * طعنه بر لؤلؤ عدن مىزد
گل رخسار عنبرين بويش * خنده بر برگ نسترن مىزد
تا دل مشك چين شكسته شود * تاب بر زلف پرشكن مىزد
بط ساقى به آب آتشرنگ * آب بر آتش حزن مىزد
هردم از جام لعلگون ما را * آتش اندر روان و تن مىزد
جام مى آب و كار من مىبرد * بانگ نى عقل و راى من مىزد
از نوا مرغ خوشنوا مىگفت * وين غزل ماه چنگزن مىزد
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة ترجيح بند خواجوى كرمانى 349
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صترجيح بند خواجوى كرمانى ٣٤٩