تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة اصول و فروع نورعليشاه 162

مساهمون:

صاصول و فروع نورعليشاه ١٦٢
مقدمه چهارم حضور است و آن گنج مستور است شريعت طلسمى است بر او طريقت رسمى از او معرفت انديشه او حقيقت پيشه او بحر تفريد را گوهر كان تجريد را جوهر نيستى هستى او بلندى پستى او طرفه روايتيست كه گاه پريشان و گاه جمع مشكل حكايتيست كه گاه پروانه و گاه شمع است شمعيست كه جانها پروانه اوست رنجيست كه راحت خانه اوست آتشى است روانها زبانه او بيضه بيضا از جمالش ذرهء بحر بىمنتها از زلالش قطرهء خزانه‌ايست كه آن را هفتاد و دو دربند است هر قفلى را كليدى ضرور است و آن در كف هادى مستور است مقدماتى كه گذشت مقدمه ويست و دقايقى كه گذشت دقيقه ويست اگر به كنه او رسيدى و حقيقت فهميدى به او پيوستى و از خود رستى آن دم نياز تو قبولست و نمازت مقبول نظم -
الا اى پايبند خودپرستى * ز كف بگشا كمند خودپرستى فروزد بر سرت تا نجم توفيق * بيابى زان رهى در كوى تحقيق در آن كو خوش پرىروئى نشسته * بسش ديوانه در زنجير بسته ز خالش نكته توحيد پيدا * كمند عدل از زلفش هويدا بيانش كاشف رمز نبوت * زبانش در ولا تيغ فتوت به خط و عارض و ابر و قامت * صراط و خلد و ميزان و قيامت ز لعلش چشمه كوثر دميده * زبانه دوزخ از خويش كشيده
ملايك را شده