است اول توفيق دوم تحقيق سيم هادى چهارم حضور مقدمه اول توفيقست و كليد قفل تحقيق است و شرط آن سه است دوركننده وسوسه است :
اول صدق و صدق آنست كه ديو شك را هدف شهاب يقين ساخته قدم جز بمعراج راستى نسپارى و اوامر و نواهى را بىحكمتى ندانسته مواعيد دروغ نپندارى شعر
بزن گردن شك به تيغ يقين * بصدق آى و معراج مؤمن ببين
. دوم اخلاص و اخلاص آنست كه زر كامل عيار دل را از كوره هستى برآورده و به آتش نيستى در بوته صدق بگدازى و از غل و غش خواهش نفس اماره به كلى خالص سازى پس بدار الضرب مودت بنقش محبت مسكوك نمائى و نسپارى جز به خزانه بىانتهاى خدائى نظم
از غل و غش نفس بكن نقد دل خلاص * تا قابل خزينه اخلاص حق شود
سيم نيت و نيت آنست كه احرام حرم صدق بندى و دست اخلاص از روى عجز گشائى و باز با زبان بىزبانى بجناب عزتمآب احديت عرض نمائى كه خداوندا اگر من گنهكارم تو غفارى بىتوفيق تو از من نيايد كارى توفيق رفيق من كن خالصم از وسوسه اهرمن كن تا از نهى گذشته امر ترا بجاى آرم و جز طريقه بندگى نسپارم