تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة اصول و فروع نورعليشاه 155

مساهمون:

صاصول و فروع نورعليشاه ١٥٥
كرامت كن و رستگارم در قيامت كن رباعى
يك ذره ز ايمان بدل هركه بتافت * بى خود به سراپرده مقصود شتافت وان را كه نتافت نور ايمان در دل * خود راه به سرمنزل مقصود نيافت
ايضا
يا رب تو ز ايمان به دلم نورى بخش * وز نور ديم بديده منظورى بخش در جنت قرب خويش نزديكى ده . * وز دوزخ بعد خود مرا دورى بخش .
اى درويش چون معانى اصول و بيان فروع را دانستى و باداء آن كمر همت بستى اكنون دل را از پريشانى جمع كن و جان را پروانه يك شمع پاى حجت بگذار دست حاجت بدار گوش سر به بند گوش دل باز كن اين‌قدر مخند گريه آغاز كن تير معانى از كمان مىجهد هدف باش لئالى متلألى از ابر نيسان مىچكد صدف باش تصور ناكرده تصديق من مكن اصول و فروعى كه كه گذشت ظاهر بود حاصل از آن پريشانى جمعيت خاطر بود باز باصول و فروع باطن بكوش حقيقت بخر مجاز به فروش آن گرد است و اين آب آن دوده است و اين ناب . اصول و فروع باطن يكيست معانى بسيار لفظ اندكيست و آن يكى نماز است زيرا كه كار با بىنياز است و مقدمات آن چهار است و در هريك شرط بسيار