شود مر نوريان را نور مأمن * بود مر ناريان را نار مسكن
بود آن روز روز كبريائى * كه ظاهر مىشود عدل خدائى .
فصل در مقدمات و فروع - چون معانى اصول را يافتى و لئالى متلألئ اشرا صدف شكافتى اكنون در دانستن و عمل كردن فروع بكوش و صهباى سعادت از ميناى عبادت بنوش تا فرداى محشر از باده كوثر بىنصيب نمانى و مقبلانه خود را به بارگاه قبول رسانى نظم
به كار امروز خوش تخم عبادت * كه حاصل گرددت فردا سعادت
. پس بدانكه مقدمات فروع چهار است و در هريك شروط بيشمار اول عبادتست و عابدان را كليد نجات و تقسيم آن شش است و در هريك بس جام بىغش است اول نماز است و عرض را ز با بىنياز است و مقدمات آن هفت است و در هريك گنجى نهفته است اول تطهير است و صفاى آئينه ضمير .
دوم پاكى تن و لباس و شكستن قفل وسواس .
سيم ستر عورت و پاكان را پرده عصمت .
چهارم پاكى مكان و غصبى نبودن آن پنجم معرفت قبله و رو كردن بجانب كعبه