تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الرموز ميرحسينى 143

مساهمون:

صكنز الرموز ميرحسينى ١٤٣
نى سماع انديشه طبع و هواست * تا برون نائى از اين ره كى رواست بىتكلف چون درآيد رد مكن * حالت مستان بجهد خود مكن تا به رعنائى نكوبى دست و پا * زانكه اين فسق است در راه خدا در سماعت مژده جانان رسد * بوى پيراهن سوى كنعان رسد اين مفرّح بهر هر مخمور نيست * لايق آن جز دل پرنور نيست اين طريق پاكبازان خداست * نى محل مشت زرق بىحياست عالمى آشفته سوداى اوست * پاك از اين بدگوهران درياى اوست اين گدايان را كه بينى بىخبر * خودپرستانند از اين‌ها درگذر مرد معنى را طلب كن زينهار * اهل صورت را نباشد اختيار اين‌همه جغدان اين ويرانه‌اند * از نواى بلبلان بيگانه‌اند از تكلف خويشتن برتافته * حاش لله گر نشانى يافته رسم و عادت را روش پنداشته * مذهب مردان دين بگذاشته خرقهء را دام لقمه ساخته * بهر نانى دين و دنيا باخته اى براى نام رفته جنگشان * خصمشان روز قيامت ننگشان