روز و شب سوداى نيك و بد كنى * خودپرستى چون حديث خود كنى
روزت امروز است اگر دارى خبر * از غم فردا مخور خون جگر
گر تو خواهى ورنه حق روزىده است * حق طلب كن ياد آن بارى به است
حكايت ابراهيم عليه الرحمة با راهب
رفت ادهم در يكى دير كهن * راهبى ديد آشناى اين سخن
امتحان كردش كه اى سرگشته مرد * پايبند اينچنين جايت كه كرد
گر در اين دير كهن منزل كنى * پوشش و خور از كجا حاصل كنى
راهبش گفت اين سخن از من خطاست * از خدا پرس اينكه روزىده خداست
بندگان سر بر خط فرمان نهند * پوشش و خورشان خداوندان دهند
اين گره بگشا اگر پيوند تست * زانكه پندارى توكل بند تست
رهروى بر هر گلى صد خار كش * امتحان كردن خدا را نيست خوش
بنده باش و هرچه آيد رد مكن * جز رضا دادن طريق خود مكن
در بيان رضا و كيفيت آن مىفرمايد
از رضا خود نيست بهتر منزلى * گوى اين نيامد هر دلى