برتر است از عرش اعلى منزلش * زانكه توحيد خدايست اولش
گرچه گفتم آنچه از تقليد ماست * وحدتست او برتر از توحيد ماست
بر زبان حرف آيد و در دل خيال * برتر است از هر دو ملك لايزال
هيبتش مرغ خرد را پر بسوخت * طوطى انديشهها را لب بسوخت
دور از اين انديشه تأويل همه * برتر از تشبيه و تمثيل همه
سرّ توحيدش نيابد فهم كس * حيرت آمد حاصل دانا و بس
عزتش انديشه را مسمار زد * تا يقين اينجا در انكار زد
كفر و ايمان گفته در حيرت ورا * جل و عز تشبيه يا رب الورى
هرچه هستش آشنائى مىدهد * جمله بر وحدت گواهى مىدهد
تا نپندارى كه او بيشوكم است * كاين همه از نوع و جنس عالمست
پنج و چار و شش نباشد ذات او * نفى هستيها بود اثبات او
چون نگشت آگه كس از سر قدم * علت معلول را دركش قلم
مبدع بىچون و بىآلت خداست * هرچه عقلت پى برد اينجا خطاست
كفر و ايمان عرصه ميدان او * گوى دلها در خم چوگان او
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة كنز الرموز ميرحسينى 105
مساهمون: گروهى از نويسندگان
صكنز الرموز ميرحسينى ١٠٥