ضعيف دانست كه آن جز معجزهء نبى نيست . هم برآن ترتيب نبوى اين ضعيف آن را « 1 » كار مىفرمود و گل برآن بنا مىانداخت ، و مصطفى با علىّ و اصحاب كه حاضر بودندى پاى « 2 » بر گل مىنهاد . « 3 » اين خود عجب سرّى است .
( 38 ) القصّه ، در آن كار و در آن حال اين ضعيف از آن واقعه پا پس « 4 » آمد ، پس راى اين رؤيت را بعد از رؤيت بر مقتضاى « كلّ إنا يترشّح بما فيه » اين مىگفت بيت :
سعادت در جهان پيداست امروز * كه زيبا يار ما با ماست امروز
چو زيبا يار ما با ما بشارست « 8 » * غم و انده ز ما برخاست امروز
به حمد اللّه بكام دوستانست * بناميزد خوش و زيباست امروز « 9 »
و بعد از مدّتى ديگر نشان آن بود كه طريقت محمّدى از امير المؤمنين علىّ - رضى اللّه عنه - عنعنه به عنعنه « 11 » دست بدست بدين ضعيف رسيد . و بعد از آن هر چيز را كه اين ضعيف از مجاهده و رياضت بر نفس خود اختيار كرد ، نفس را در آن منقاد يافت و توفيق الهى « 12 » بدان متّصل شد . الحمد للّه على كلّ حال و صلواته على محمّد و آله خير آل و على أولاده و أصحابه ، و سلّم تسليما كثيرا ! اين جمله كه « 14 » ياد كرده شد ، چون نعمتى بود از حضرت عزّت در حقّ اين ضعيف ، موافقت سنّت الهى ازين نعمت حديث كرده شد :
« وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ »
. « 15 »
( 39 ) امّا سبب يافت تشريف اين طريق ، خداوند را در حقّ اين ضعيف نعمتى ديگرست ، و آن چنان بود كه در مبدأ حالت اين ضعيف بكوى زهد فروافتاده بود ، و
هامش
( 1 ) - نبىL: نبوىN- - اين ضعيف آن راL: آن بيل راN- -
( 2 ) - بناN: -L- - على وL: -N- - بودندىL: بودندN- -
( 3 ) - مىنهادL: مىنهادندN- -
( 4 ) - پاپسL: بازN- -
( 9 ) ( 7 الى 9 ) - بحر هزج
- -
( 8 ) - بشارستL: به شاديستN- -
( 11 ) - عنعنه به عنعنهL: معنعنN- -
( 12 ) - ازN: -L- - خودN: -L- -
( 14 ) - كهN: -L- -
( 15 ) ( 15 ، 16 ) - سورهء 93 ( الضحى ) آيهء 11