[ پيشگفتار ]
بسم اللّه الرحمن الرحيم الحمد للّه رب العالمين و السلام على رسول اللّه و آله ، احمده و استعينه و اتوكل عليه
عرفان طريقه سلوك الى اللّه است و نوعى ورزش نفسانى جهت نيل به كمالات روحى بر مبناى تهذيب نفس و صفاى باطن ، با راهنمايى مرشدى كه خود راه را پيموده و اصطلاحا او را پير يا قطب يا ولى مىنامند .
مفاهيم و مطالب عرفانى از قرن ششم بطور گسترده وارد ادبيات منظوم ايران گرديد و به سرعت نضج گرفت و راه تعالى پيمود ، به نحوى كه در طول 2 قرن برجستهترين آثار منظوم ادب فارسى متولد شد . آثار سنايى و عطار و مولوى و عراقى و خواجو و حافظ مربوط به اين زمانهاست پيشتر ازين در آثار افرادى مثل خاقانى رگههايى از عرفان ديده مىشود ، و سعدى در قرن هفتم با اينكه بطور رسمى تعلق به يك مكتب و مشرب خاصى ندارد و ليكن روح حاكم بر آثار او و دستورات اخلاقى وى همگى خود دلالت بر يك نوع عرفان و گرايش به تصوف دارد .
خوشبختانه اكثر آثار دست اول اين روزگاران بعد از تدوين در اختيار علاقمندان قرار گرفته و نسخههاى فراوانى از آنها باقى مانده و با ظهور صنعت چاپ اين آثار در دسترس همگان قرار گرفته است . ليكن آثار ارزنده ديگرى نيز وجود دارد كه به واسطه تعليمى بودن مخصوص اهل خانقاه و سالكين تازهكار بوده و به صورت خطى باقى مانده است . اثر حاضر - انتهانامه - جزو همين دسته از آثار است . مؤلف اين مثنوى سلطان ولد - كه نام اصلى او بهاء الدين محمد ( يا احمد ) است - فرزند بزرگترين عارف و اديب قرن هفتم جلال الدين محمد مولوى است . پيوستگى سلطان ولد با پدر و اصحاب و مريدان برجسته وى از او عارفى عالم و عالمى عارف ساخته و ممارست او در قرآن و حديث به تبع پدر ، كلام او را چاشنى بخشيده است .
انتهانامه ، بعد از ولدنامه و ربابنامه سومين و آخرين مثنوى اوست كه تاكنون از جرگهء كتابهاى خطى درنيامده و به دوستداران ادب و عرفان عرضه نگشته بود . اينجانب به پيشنهاد