تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
ايضا له 1 - 4 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16 590
منم ز عشق سر از عرش برتر آورده * به زير پاى سر نه فلك درآورده
ببحر نيستى از بيخودى فرورفته * سر خودى ز در بيخودى درآورده
نهاده پاى طرب بر سر بساط نياز * گرفته دست تمنا و بر سر آورده
هماى همت من باز كرده بال طرب * دو كون و هر چه درو زير يك پر آورده
اساس قصر جلالم عنايت ازلى * بسى ز كنگرهء عرش برتر آورده
595
بريد شوق من از خلعت صفات ، مرا * بملك وصل مثالى مقرر آورده
ز آسمان به من از روح قدس هر نفسى * بريد جانم روح معطر آورده
به بوستان جهان بهر گلبنان حيات * هزار جوى روان به ز كوثر آورده
براى صدرنشينان درگهم ، رضوان * ز شاخ طوبى صد چتر بر سر آورده
فلك به مشعله دارى درگهم هر شب * دو صد هزار مشاعل ز اختر آورده
600
به حضرتم خضر آب حيات جان‌افزا * بهر صبوح بجام سكندر آورده
محيط خاطر من هر زمان بهر موجى * هزار گوهر الهام بر سر آورده
زمين فهم من از فيض تازه بردارد * درخت فضل من از غيب نوبر آورده
رسيد شمه‌اى از طيب خلق من بصبا * از آن بصبح نسيم معطر آورده
هزار خم ز مى صاف عشق نوشيده * از آن به دردكشان يك دو ساغر آورده
605
خراب كرده رسوم جهان بىمعنى * وراى رسم جهان رسم ديگر آورده
به نزد اهل معانى نكرده يك دعوى * هزار شاهد معنى بمحضر آورده
رسيده بر سر گنج جواهر عزت * از آن خزانه دمى بس توانگر آورده
براى غم‌زدگان منطق طرب‌زايم * مفرح سخن روح‌پرور آورده
ز مرغزار عراق آمده بوادى هند * از آن رياض نسيمى برابر آورده
610
بهند طوطى نطقم تبر زد افشانده * بمولتان سخنى همچو شكر آورده