تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
ايضا له 1 - 5 425
دوش مانا شنيد فريادم * كرد بيمار پرسشى بادم
من هم از روى بادپيمايى * نفسى با نسيم بگشادم
با دلش رمزكى فروگفتم * به كف او پيامكى دادم
گفتم : ارچه تو نيز بيمارى * خبرى ده ز صحت آبادم
نفسى از دم مسيح دمى * به من آور ، كه نيك ناشادم
430
بر سرم سنك جور از چه رسد * بىمحابا ، مگر ز اوتادم ؟
همچو غنچه چرا بيند كنند * چون ز زر همچو سوسن آزادم ؟
نرمكى باد گفت در گوشم : * خود گرفتم كه در ره افتادم
بر چهار فلك چگونه روم ؟ * بر سر خود چو پاى ننهادم
كى چنان جاى در شمار آيم ؟ * من يكى گوشه گرد آحادم
435
خود تو انگار لحظه‌اى رفتم * بر در او به خدمت استادم
كه گذارد مرا بصدر بهشت ؟ * كه كند در طريق ارشادم ؟
گفتم : اى باد ، باد كم پيماى * كه من از باد خود به فريادم
بىتكاپوى تو در آن حضرت * پيك اميد را فرستادم
همتى بسته‌ام كه از ره لطف * به عيادت كند دمى يادم
440
اى مسيحا نفس ، بيا ، نفسى * تا رسد از دم تو امدادم
باد انفاس تو شفا ده خلق * تا نفس مىزند بنىآدم
القصيده « 1 » 1 - 4 - 5 - 15 - 16
شهبازم و شكار جهان نيست درخورم * ناگه بود كه از كف ايام برپرم
چون مىتوان ز دست شهان طعمه يافتن * از دست روزگار چرا غصه مىخورم ؟
هامش
( 1 ) رجوع كنيد به صحيفهء 54 مقدمهء ديوان