تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
غرفش خوش‌تر از رياض بهشت * شرفش خوش‌تر از شكوه كمال
زين گرفته بها مدارج قدس * يافته زان بهشت زيب جمال
در بساتين بىنهايت او * سدرة المنتهى هنوز نهال
405
بر سر خوان عالم آرايش * آفرينش طفيل و خلق عيال
آفتاب صفاى صفهء او * ايمن از وصمت كسوف و زوال
ذره‌هاى هواى غرفهء او * سر بسر نور آفتاب مثال
صورت ذره‌هاى درگه اوست * هر چه بينى درين جهان اشكال
معنى موجهاى بركهء اوست * هر چه يا بى زمان زمان ز احوال
410
هر يك از ذره‌هاى لطف هواش * جام گيتىنما باستقلال « 1 »
هر يك از شعله‌هاى عكس صفاش * آفتابيست كائنات ضلال
صفحات سطوح بىنقشش * مشتمل بر نقوش حال و مآل
نفحات رياض جان بخشش * مرده را زنده كرده اندر حال
تا نسيم هواش يافت ملك * مىزند در هواى او پروبال
415
تا صرير درش شنيد فلك * بر درش چرخ مىزند همه سال
در هواى درست او نبود * هيچ بيمار جز نسيم شمال
در رياض لطيف او نرود * هيچ تردامنى جر آب زلال
درنيابند نقش اين خانه * نقشبندان كارگاه خيال
عقل اگرچه ز خانه بيرون نيست * هم نيابد درون خانه مجال
420
نام آن خانه مىنيارم گفت * از پى عقل و العقول عقال
خود تو از پيش چشم خود برخيز * تا ببينى عيان به ديدهء حال
خويشتن را درون آن خانه * بر سرير سعادت و اقبال
مطرب عشق بركشيد سرور * وصل را داد جام مالامال
چون عراقى همه جهان سرمست * از مى وصل و بىخبر ز وصال « 2 »
هامش
( 1 ) در اصل : باستقبال ( 2 ) برخى از ابيات و مضامين اين قصيده در قصيدهء پيش ازين كه به همين وزن و قافيه است مكرر شده است .