تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
1 - 5 - 7 - 12 - 13 - 15 - 16
سر عشقت كس تواند گفت ؟ نى * در وصفت كس تواند سفت ؟ نى « 1 »
ديدهء هر كس به جاروب مژه * خاك درگاهت تواند رفت ؟ نى
4240
از گلستان جمال دلگشات * هيچ بيدل را گلى بشكفت ؟ نى
آفتابا ، در هوايت ذره‌ام * آفتاب از ذره رخ بنهفت ؟ نى
حلقه بر در مىزدم ، گفتى : درآى * اندر آن بودم كه غيرت گفت : نى
آخر اين بخت مرا بيداريى * هيچ كس را بخت چندين خفت ؟ نى
از براى تو عراقى طاق شد * از همه خوبان و با تو جفت نى « 2 »
5 - 12 - 13 - 15 - 16 4245
كى بود كين درد را درمان كنى ؟ * كى بود كين رنج را آسان كنى ؟
كى بسازى چارهء بيچاره‌اى ؟ * بىدلى را كى دواى جان كنى ؟
كى برون آيى ز پرده آشكار ؟ * چند روى خوب را پنهان كنى ؟
چند رو گردانى از سرگشته‌اى ؟ * عاجزى را چند سرگردان كنى ؟
در بيابان غمم ، وقت اين دمست * كابر رحمت بر سرم باران كنى
4250
به سكه غم خوردم ز جان سير آمدم * چند بر خوان غمم مهمان كنى ؟
دود سوز من گذشت از آسمان * تا كيم در بوتهء هجران كنى ؟
همچو ابراهيم از لطفت سزد * كز ميان آتشم بستان كنى
چون عراقى سر نهاده بر درت * هم سزد گر درد او درمان كنى
1 - 5 - 12 - 13 - 15
نگويى باز : كاى غم‌خوار چونى ؟ * هميشه با غم و تيمار چونى ؟
4255
كجايى ؟ با فراقم در چه كارى ؟ * جدا افتاده از دلدار چونى ؟
هامش
( 1 ) در 15 و 16 رديف اين غزل « نه » آمده و در 12 دو بار نوشته شده است . ( 2 ) خ ل :لطف كن ، بىتو عراقى طاق ماند * اى به خوبى در جهانت جفت نى
كليات ( فارسى ) — صفحة 292 | فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى ) / سعيد نفيسى