تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
گر عراقى نشدى پردهء روى نظرم * برخ خوب تو هر لحظه نظر داشتمى
1 - 2 - 5 - 13 - 15
در جهان گرنه يار داشتمى * با جهان خود چه كار داشتمى ؟
دست كى شستمى به خون‌جگر * گر به كف در نگار داشتمى ؟
4180
گر نبردى قرار و آرامم * حالى ، آخر قرار داشتمى
ور مرا عشوه كمترك دادى * قول او استوار داشتمى
ور به كارم دمى نظر كردى * به ازين كار و بار داشتمى
دل اگر در ميانه گم نشدى * دلبر اندر كنار داشتمى
با سپاه غمت برآمدى * با خود ار بخت يار داشتمى
4185
با عراقى ، اگر دلاورمى * روز و شب كارزار داشتمى
1 - 2 - 5 - 12 - 13 - 16
گرنه سوداى يار داشتمى * كى چنين ناله زار داشتمى ؟
ورنه غيرت دمم فروبستى * ناله هر دم هزار داشتمى
بر در دوست گر رهم بودى * روز و شب زينهار داشتمى
ور وصالش بساختى كارم * با فراقش چه كار داشتمى ؟
4190
چه غمم بودى ؟ ار درين تيمار * با غمش غمگسار داشتمى
يار در كارم ار نظر كردى * بهترين كار و بار داشتمى
زان فراموش عهد دشنامى * كاشكى يادگار داشتمى
روزگارم شد ، ارنه عاقلمى * ماتم روزگار داشتمى
بىرخ يار ناخوشست حيات * چه خوشستى كه يار داشتمى !
4195
گر عراقى برون شدى ز ميان * دلبر اندر كنار داشتمى