تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
1 - 3 - 5 - 12 - 13
در صومعه نگنجد رند شرابخانه « 1 » * ساقى ، بده مغى را ، در دمى مغانه
ره ده قلندرى را ، در بزم دردنوشان * بنما مقامرى را ، راه قمارخانه
تا بشكند چو توبه ، هر بت كه مىپرستيد * تا جان نهد چو جرعه ، شكرانه در ميانه
3800
بيرون شود ، چو عنقا ، از خانه سوى صحرا * پرواز گيرد از خود ، بگذارد آشيانه
فارغ شود ز هستى وز خويشتن‌پرستى * بر هم زند ز مستى نيك و بد زمانه
در خلوتى چنين خوش چه خوش بود صبوحى ! * با محرمى موافق ، با همدمى يگانه
آورده روى در روى با شاهدى شكرلب * در كف مى صبوحى ، در سر مى شبانه
ساقى شراب داده هر لحظه از دگر جام * مطرب سرود گفته هر دم دگر ترانه « 2 »
3805
باده حديث جانان ، باقى همه حكايت * نغمه خروش مستان ديگر همه فسانه
نظاره روى ساقى ، نظارگى عراقى * خم‌خانه عشق باقى ، باقى همه بهانه
1 - 12 - 15 - 16
بازم از غصه جگرخون كرده‌اى * چشمم از خونابه جيحون كرده‌اى
كارم از محنت بجان آورده‌اى * جانم از تيمار و غم خون كرده‌اى
خود هميشه كرده‌اى بر من ستم * آن نه بيداديست كاكنون كرده‌اى
3810
زيبد ار خاك درت بر سر كنم * كز سرايم خوار بيرون كرده‌اى
از من مسكين چه پرسى حال من ؟ * حالم از خود پرس : تا چون كرده‌اى ؟
هر زمان بهر دل مجروح من * مرهمى از درد معجون كرده‌اى
چون نگريم زار ؟ چون دانم كه تو * با عراقى دل دگرگون كرده‌اى
1 - 2 - 12 - 15 - 16
تا تو در حسن و جمال افزوده‌اى * دل ز دست عالمى بربوده‌اى
3815
در جهان اين‌شور و غوغا از چه خاست ؟ * گر جمال خود به كس ننموده‌اى
هامش
( 1 ) تكرار مصرع اول مطلع غزل پيش ( 2 ) تكرار بيت غزل پيش